منابع علمي و فرهنگي / كتاب

معرفي كتاب رستم جان و آفتاب خان


 

معرفی کتاب

رستم جان و آفتاب خان

رستم جان و آفتاب خان: افسانه‌های مردم تاجیک، حکمت نعمت، برگردان سعید فاضلی جاه و راحله فاضلی، تهران، فلسفه، 1390ش، 168 صفحه مصور.

این کتاب که شامل ده افسانه تاجیکی است از زبان سیریلیک به فارسی برگردانده شده است. شاه منصور شاه میرزا، ادب پژوه تاجیک و کارشناس آسیای میانه در مؤسسة فرهنگی اکو، مقدمه‌ای بر این کتاب نوشته و در آن به اهمیت و نقش افسانه‌ها در میان مردم تاجیکستان اشاره کرده است. به نوشتة او، مردم این خطه در گذشته‌های دور، شب‌های بلند زمستان دور هم جمع می‌شدند و افسانه نقل می‌کردند؛ افسانه‌هایی که سینه‌به‌سینه و به شکل شفاهی از نسلی‌به‌نسل دیگر منتقل می‌شد. آنها برای آرامش خاطر و برآورده شدن آرزوهایشان به آفرینش افسانه می‌پرداختند و در بیشتر این افسانه‌ها روح مبارزه‌خواهی، دلاوری، نکوکاری، زیرکی حس می‌شود.

عناوین افسانه‌ها بدین قرار است: دختر جسور، سلیم پهلوان، بای ظالم و کل زیرک، ایرج دیوافکن، هفت دادران، سه برادر، بهادر و زرینه، بهرام و بهمن، جانان کاسه، رستم جان و آفتاب خان است. تعدادی از این افسانه‌ها به‌ویژه، دختر جسور و سلیم پهلوان از افسانه‌های مشهور مردم تاجیک است و از محبوبیت بسیاری برخوردارند. موضوعات و مضامین این افسانه‌ها غالباً همان‌هایی است که در میان مردم همة کشورها مشترک است؛ انسانیت، راستگویی، جنگ میان خوبی و بدی، احترام به خانواده، و در پایان پیروزی قهرمان بر ضدقهرمان و پایان خوش از درونمایه‌های بارز این افسانه‌هاست.

از ویژگی‌های این کتاب، حفظ ساختار زبانی و واژه‌های متداول در میان تاجیکان است. مترجمان این کتاب تلاش کرده‌اند تلفظ واژگان و ساختار نحوی را همان‌طور که در اصل بوده حفظ کنند و در مورد کلماتی که امروزه در فارسی کاربرد ندارند یا معنایی دیگری به خود گرفته‌اند، پانویس‌های توضیحی بیاورند، از این رو در هر صفحه چندین پانویس توضیحی را شاهدیم.

نزدیکی و شباهت بسیارِ افسانه‌های تاجیکی و ایرانی برای خوانندگان ایرانی نیز جذابیتی خاص دارد؛ ضمن آنکه علاقه‌مندان و پژوهشگران فرهنگ عامه نیز می‌توانند از آن بهره ببرند. متأسفانه این افسانه‌ها، به‌سبب تفاوت خط میان این دو کشور، کمتر به متون فارسی راه یافته‌اند و ناشران کمی نیز درصدد انتشار این آثار برآمده‌اند و این دو موضوع سبب شده که به قرابت این افسانه‌ها کمتر توجه شود و به عبارتی این تشابهات از دیده‌ها پنهان بماند. امید است انتشار این‌گونه آثار، توجه به این موضوع را برانگیزاند و بخشی از فرهنگ کهن و مشترک این دو کشور را عیان سازد.

هیئت تحریریة سایت انجمن دوستی ایران و تاجیکستان

 

 

 

 

مروري بر كتاب

 

 

دیوانه حسن، بر لبي دریا آمد و دید کی اژدها بی‌جان خوابیده است. بعد به شهر برگشته، گفت:

 

- من اژدها را کشتم. به پیشی پادشاه رفته، شادیانه گیرید. دختری پادشاه، آفتاب خان، از مرگ خلاص شد. به پادشاه گویید دخترش را به من نیکاح کرده، دیهد.

 

پادشاه‌این خبر را شنیده، خرسند شد و زود تویی ‌ایعلان کرد هبه خلقش گفت: - دیوانه حسن، اژدها را کشتَه است. اکنون من ده شب و ده روز توی کرده، آفتاب خان را به او نیکاح می‌کنم. در‌این ده روز یگان کس از موری اش دود نبرآرد. کسی که دود می‌برآرد سرش می‌گیرم.

 

هشت روز در شهر توی و تماشا دوام کرد. کسی در خانَه اش خوراک نپخت. اين كتاب علاوه بر انعکاس افسانه های تاجیکی که بیانگر آرمان و آرزوی مردم تاجیک است، اشتراکات فرهنگی فارسی زبانان را نیز آشکار می کند. ذکر معادل های فارسی اصطلاحات و واژه های تاجیکی در پاورقی این ده افسانه به آشنایی خوانندگان ایرانی با زبان تاجیکی کمک خواهد کرد.

ارسال نظر جدید