منابع علمي و فرهنگي / مقالات و نشريات

" در سر گور " ،شعری از شادروان لایق شیرعلی در سوگ مادرش .


جشن فرزندان خود نادیده رفتی مادرم /دانه برچاش را ناچیده رفتی مادرم
پیش پیش نو عروس و دسته مشعل به دست/ شادمان، پیرانه نارقصیده رفتی مادرم

نام می ماندی به نیت بر همه نوزادها/رخت می آراستی در طوی نودامادها
تاج طِلّای عروسان را تو می بستی مدام/عطر می آمیختی بر نکهت گل بادها

در ره فرزندها آب و ادا گشتی به مهر/در جدال مادری با جان فدا گشتی به مهر
تو سرشت مهر و عشق زندگی بودی و باز/عاقبت از زندگانی هم جدا گشتی به مهر

بی گل و گلدسته مکتب خانه می بردی مرا/ داشته از دست من ، شادانه می بردی مرا
بعدِ مکتب تا دل شب با زبان شکرین/ بر جهان قصه و افسانه می بردی مرا

خاطرم درد دل پیرانه تو می برد/ یک جهانِ قصه و افسانه تو می برد
تو دگر بر خانه من خود نمی آئی ولی / بندگی آخر مرا بر خانه تو می برد

اطلس رنگین کمان پیراهنت یاد آورد/ تُندر از فریادت و از شیونت یاد آورد
زنگ مکتب هر سحر چون زنگ صبح بچگی/ از مرا تا پیش مکتب بردنت یاد آورد

بارش باران ز اشک دیده ات یاد آورد/برگ ریزان از گل ناچیده ات یاد آورد
آفتاب زیر کور ابر در فصل بهار/یک یک از روز خوش نادیده ات یادآورد

مادرم ، امروز با مادر-زمین یکتا شدی/با زمین ، با چرخ گردان همره و همپا شدی
بوی اشک و بوی داغ سینه دارد مدفنت/گرچه خود با اشک و داغ سینه ناپیدا شدی

دیدگان خیره بین و اشکبارت زندگیست/رعشه دستان خشک و بی مدارت زندگیست
آمدی تنها و تنها رفتی از دنیا ولی /تار و پود باش و بود و یادگارت زندگیست

زندگی شاعرانه از تو میراث من است/ این زمین و این زمانه از تو میراث من است
در ده تنگی اگرچه خلق کردی تو مرا/ این جهان بی کرانه از تو میراث من است

گرچه از آن حَولی دیوار بسته رفته ای/ در دل و در دیده و در خاطر من زنده ای
دیگر از دربچه سر بیرون نیازی سوی من/ لیک در درگاه جان شاکر من زنده ای

زنده ای ای مادر آشفته جانم زنده ای / در روانم در غزلهای روانم زنده ای
تا منِ از شیر پاکت پاکباز و پاک جان / زنده در بین زمین و آسمانم، زنده ای

کیست راضی بود از دنیا و محنتهای آن /تا تو راضی خُسپی اندر سینه سرد زمین؟
می خورَد گرچه زمینت ، می خورد بی اعتبار/همچو مادر می کشی اندر زمین درد زمین

دستهای تو برون از خاک سوی آفتاب/چشمهایت باز با حسرت به روی آفتاب
شیشه را بر چشمهای آب رو بگذاشته /می برآئی گوئیا بر جستجوی آفتاب

می برآئی پیشوازم سینه کوبان، مادرم/بی سرشک و بی صدا گریان و خندان ، مادرم
می برآئی بر گسیلم تا سر راه کلان/ از قفا با صد خیالی دست افشان ، مادرم

مادر خوشبخت و بدبختم ، زمین یار تو باد!/گِرد گردان روحبان پاکرفتار تو باد!
پی رهی که بر مزار خاکسارت می برد/ پایگاه زادگان نام بردار تو باد!

برگرفته از منظومه " مادرنامه "

توضیحات :
چاش: توده ، پشته
نام ماندن: نامگذاری
طوی: عروسی
طِلّا: طلا در فرارود بر خلاف لهجه ایرانی ، با کسره ط و تشدید بر روی ل تلفظ می شودو برای حفظ وزن شعر باید به همان صورت طِلّا خوانده شود .
با ش و بود: بود و باش به معنای زندگی و اقامت
ده تنگ : اشاره شاعر است به روستای زادگاه وی با نام مزار شریف در حومه پنجکنت
حَولی : حیاط خانه
برآمدن : خارج شدن
گسیل : بدرقه
پی ره: کوره راه

ارسال نظر جدید