اخبار انجمن دوستی

انتشار کتاب شاه مات با ماشین قیامت در تاجیکستان


 

جنگ عراق با ایران طولانی‌ترین نبرد کلاسیک در قرن بیستم بود. جنگی که ایران در یک سو و عراق با حمایت و پشتیبانی کشورهای بسیاری از جمله دو ابرقدرت آن زمان، شوروی و امریکا در جبهه مقابل با هم جنگیدند.

در آن سالها که تاجیکان در ارتش سرخ اتحاد جماهیر شوروی خدمت نظامی خود را سپری میکردند، بودند تاجیکانی که به عنوان مستشار نظامی شوروی در ارتش بعث عراق خدمت نظامی خود را سپری کرده و تا حدی در جریان این واقعه بزرگ بودند اما آحاد مردم تاجیک به خاطر شرایط بسته رسانه ای اتحاد جماهیر شوروی و پس از استقلال هم به دلایلی از جمله جنگ داخلی پنج ساله خود و ... از این رخداد بزرگ قرن بی اطلاع یا کم اطلاع مانده و بسیاری از این مردم هم دین و هم فرهنگ ایرانیان هنوز هم نمی دانند که در این هشت ساله چه حماسه ای توسط مردم ایران خلق شده و چرا با گذشت سالها، هنوز یاد و خاطرات رشادتها و فداکاریهای زنان و مردان این سرزمین شهیدپرور در خاطره ها باقی مانده و هفته دفاع مقدس در ایران گرامی داشته می شود.

از دیگر سو پس از انقلاب اسلامی ایران و به ویژه پس از پایان دوران هشت ساله دفاع مقدس ادبیات مقاومت و دفاع مقدس در ایران روز به روز بالنده تر شده و ضروری بود که مردم تاجیکستان با نمونه هایی از این ادبیات آشنا می گشتند فلذا برگردان و ترجمه ادبیات دفاع مقدس اعم از نثر و نظم باید به صورت جدی و هدفمند در دستور کار قرار می گرفت در این راستا رمان شطرنج با ماشین قیامت حبیب احمد زاده به عنوان یکی از شاخص ترین نمونه های این ادبیات که به چند زبان زنده دنیا ترجمه شده، برگردان و آماده رونمایی و انتشار درتاجیکستان به مناسبت فرار رسیدن هفته دفاع مقدس سال جاری گردیده است.

دل افروز قربانی برگردان کننده نثر و خط این رمان می گوید: سوژه ي اثر ‌را خیلی دلچسپ‌ و جالب یافتم. تصویر‌های عالی جنابِ حالت قهرمانانِ اثر، محیط جنگی آن دوران و غیره‌ها خواننده‌ را به خود مفتون می گرداند من با خواندن کتاب همراه قهرمانان‌ از آن فضای تیره جنگی نفس می کشیدم‌، در غم‌هایشان شریک بودم و در خرسندی‌هایشان اشک شادی می ریختم‌. اشتراک چی جنگ شده بودم، آن جنگ تحمیلي‌ خانمانسوز هشت ساله که آرزو‌های بسیاری‌ها را تگ خاک سیاه برد. وحشت جنگ ‌را در مغز استخوانم‌ احساس میکردم. با قهرمان‌ها سنگر به سنگر، کوچه به کوچه قدم میزدم‌. هنگام خطر دلم میلرزید و از خدا خواستم که هیچ بنده اش‌ را به این روزهای سخت گرفتار نکند.

مریم بانو فرقانی ویراستار این اثر با ابراز تاسف از کم بلد بودن مردم تاجیک از خط نیاکان و ناشناخته ماندن ادبیات دفاع مقدس ایران در تاجیکستان، این رمان را بسیار جالب و درس آموز دانسته با اظهار این باوری که «آب اگر صدپاره گردد، باز با هم آشناست!» اظهار امیدواری کرد که: روزی برسد تا فرزندان تاجیک آثار همزبانان را ‌به مثل گذشتگان خویش در خط اصل مطالعه کنند. اما تا آن هنگام امیدواريم‌ که اینگونه اقدامهای نجیب و ارزشمند دوام یافته تا مناسبت‌های معنوی همزبانان ‌بیش از پیش قوي‌تر گردد.

 

سرچشمه خبر: صفحه شخصی آقای مجید اسدی در اینترنت

ارسال نظر جدید