اخبار انجمن دوستی

گزارشی از سخنرانی دکتر شبستری



 

بنام خداوند جان و خرد       کزین برتر اندیشه بر نگذارد

 

 

به دل گفتم : کدامین شیوه دشوار است در عالم؟

نفس در خون تپید و گفت:   پاس آشنایی ها!

 

و امروز ما به پاس همین آشنایی ها دور هم گرد آمده ایم. ایرانیان و تاجیکان این ملت دو پاره شده چه نیکو در این وانفسای روزگار، از دیر زمان تا به حال این دوستی ها وبرادری ها را پاس داشته اند. بنده نیز گنجینه ای دگر از این قرابت ها در سینه نهفته دارم که تنها به مواردی از آن اشاره می‌کنم:

در اوائل انقلاب اسلامی که برومندان ایران زمین در یک جنگ ناجوانمردانه و تحمیلی از مرزهای کشورشان دفاع می کردند این مردمان تاجیک بودند که با جان ودل می خواستند دوشادوش ایرانیها علیه متجاوز بجنگند هرچند سیاست دولت وقت (شوروی سابق) اجازه چنین کاری را به آنها نمیداد.

 

دیر نیست روزهایجنگ شهروندی در دوشنبه. زمانی‌ که همه سفرا ودیپلمات‌ها و حتی برخی‌ از اهالیدوشنبه ،شهر را ترک کرده بودند، این نخستین سفیر ایران بود که در کنار تاجیکان ماند زیرا که معتقدبود درهیچ شرایطی نباید برادران و خواهرانش را تنها بگذارد و در غم و شادی آنها شریک نباشد.  

 

هنوز هم چهره متحیر نماینده صلیب سرخ در نوامبر1994 در خاروق را در نظر مجسم دارم. زمانیکه پیشنهاد کردم برای رفع مشکل بوجود آمده و تحقق مبادله زندانیان و اسرای جنگی( آزاد کردن اسرای جنگی و آوردن آنها به خاروق) وارد خاک افغانستان -که خود درگیر آتش جنگ داخلی بود- شویم سوال کرد چرا خود را به خطر میندازید شما که شهروندتاجیک نیستید، و با غروری هر چه تمام اظهار نمودم که اشتباه شما همین است هرچند سفیرایرانم، ‌ فرزند تاجیکم و نمی‌توانم به سبب عدم اجرای توافق مربوط به مبادله اسرا وزندانیان، شاهد به خطر افتادن روند مذاکرت صلح،شعله ورتر شدن آتش جنگ وادامه کشته شدن برادران و خواهران تاجیکی ام باشم.

 

و یا چند سال قبل، وقتی‌ صحبت از حمله احتمالی‌ آمریکا به ایران بطور وسیعی در رسانه‌‌های غرب مطرح شده بود در دیدار دوستانه با یکی‌ از مقامات تاجیکی، احساس کردم که نگرانی‌ وی کمتر از یک ایرانی‌ نیست و می گفت که اگر ضربه‌ای به ایران وارد شود با ما نیز وارد خواهد آمد.

 

 سرچشمه این عشق دیرپای دوسویه از کحا نشات می گیرد؟

پاسخ این پرسش را چه خوب مولف کتاب «گنجینه جاودانه تاجیکان» جناب ظریفی به تصویر کشیده است.

آری عنوان فصلی از این کتاب که خود گویای دریایی از معنی بود وبه هنگام مطالعه توجهم را جلب نمود، دلیلی بر این عشق است؛ « همزبان و همدلیم».

 

جناب ظریفی‌ دراین بخش از کتاب به اشتراکات نژادی،تاریخی‌ فرهنگی‌ و دینی وزبانی ایرانیان و تاجیکان و سهم اقوام ایرانی‌ نژاد از جمله تاجیکان درتمدن ,دانش و فرهنگ بشری بطور مستوفی اشاره می کندو خواننده بخوبی در می‌یابد که"  خلق‌های ایرانی‌ که چند هزار سال قبل در محیط یگانه تشکل یافته اند وتاجیکان نیز پیدایش خویش را مربوط به آنها می‌دانند،در تاریخ و تمدن جهانی‌جایگاه شایسته خود را دارند. همبستگی‌ این ملت‌ها در منابع خطی‌ قدیم ماننداوستا،ریگ ودا، کشفیات باستانشناسان و آثار بزرگانشان مثل شاهنامه بی‌ زوال حکیمابوالقاسم فردوسی‌ آشکارا تجسم یافته است.

اینمردمان صاحب تمدن ،خیلی‌شهرها و دولت‌ها بنیاد کرده، صاحب زبان و سنن و فرهنگ خاص خود بوده اند . شناخته شدن نوروز جشن ما ایرانی‌ تبار ها  به عنوان جشن بین المللی از سویسازمان ملل در ۲۰۱۰ بار دیگر ثابت نمود که گذشتگان ما در دوام هزارساله‌ها تکیه به فرهنگ و علم داشتند و این است که حالا هم ارزش میراثفرهنگی‌آنها رو به فزونی دارد.

 در زمان‌های قدیمترین، طوری که در اوستا آماده است و این را شاهنامه فردوسی نیز تصدیق می‌کند، نیاکان ما با هم بودند، زبان و سنن مشترک داشتند . در اوستا، سرزمین‌های مردم ایرانی‌ تبار به حیث بهترین کشور‌های آن زمان کهن نامبر شده‌اند". ( این سهپاراگرافبرگرفته از مقدمه کتاب جناب ظریفی‌ می باشد)ا

 

همینجا در مورد اشاره  جناب ظریفی‌ به این نکته بسیار مهم که:" حالا هم ارزش میراثفرهنگی‌ ایرانی‌ تبار ها  رو به فزونی داردبی‌ مناسبت نیست یادآور شوم که دو سال قبل به هنگام بزرگداشترودکی، دبیر کلّ سازمان ملل متحد گفت که سخنان رودکی به درد امروز جامعه بشریمی‌خورد و چاره ساز است. مسلما این سخن در مورد بقیه بزرگان و مشاهیرمشترکماننیز صادق است و امید آنکه بتوانیم با شناساندن هرچه بیشتر آنان به جهانیان وهمچنین درس و سبق گرفتن از آنان در زندگی‌ امروزیمان بیش از پیش تلاشکنیم.

لازم می دانم ازهمکاری هایدو دولتدر زمینه میراث فرهنگی‌ و اقدامات اخیرآنها  در ثبتمشترک میراث معنوی دو ملت تقدیر کنم. انشاالله همین روزها تقاضای ثبتبزرگداشت میر سید علی‌ همدانی از طرف ایران و تاجیکستان به یونسکو در پاریستقدیم می گردد

 

همدلی و همزبانی ما در فرهنگ غنی ماست که آنهم در میراث معنوی مان به یادگار مانده. همانطور که در گذشته حصار مرزها نیز  نتوانست مانع از همصدایی و تاثرات آنان بر یکدگر شود، در عصر حاضر نیز شاهد چنین تاثیر و یکدلی هستیم. بعنوان مثال، موج شعر نو که در تبریز به دست تقی رفعت و جعفر نقوی خامنه ای و شمس کسمایی براه افتاد و سپس به فرزند خلف خویش نیما یوشیج سپرده شد در آن سوی مرزهای تاجیک میراث داران خود را پیدا نمود و اشعار  یوشیج و سهراب سپهری در آثار ختلانی و فرزانه و علی محمد مرادی و غیره انعکاس یافت

 

همین بس در این همدلی و همزبانی که به چنین اشعاری در آثار شعرای گذشته و معاصر بر می‌خوریم :

 

ز دریای عمان برآمد کسی                    سفر کرده هامون و دریا بسی

عرب دیده و ترک و تاجیک و روم          ز هر جنس در نفس پاکش علوم

جهان گشته و دانش اندوخته                  سفر کرده و صحبت آموخته

 (بوستان سعدی)

.........................

من کجا شعر از کجا لیکن به من در می دمد      آن یکی ترکی که آید گویدم هی کیمسن

ترک کی تاجیک کی زنگی کی رومی کی      مالک الملکی که داند مو به مو سر و علن

( غزل مولوی)

................

ترکی همه ترکی کند تاجیک تاجیکی کند    من ساعتی ترکی شوم یک لحظه تاجیکی شوم

(غزل مولوی)
-----------------

و یا در اشعار زنده یاد لایق شیر علی‌ شاعر خلقی تاجیک میخوانیم

ما که خود پرورده یک مادریم       تاجیک و ایرانی‌ و افغانی چرا؟

 

آنچه که امروز رونماییمیشود چاپ پنجم کتاب «گنجینه جاودانه تاجیکان» به زبان و خط فارسی و انگلیسی‌ می باشد که برگردان آن از سریلیک به خط نیاکان در پژوهشگاه زبان فارسیتاجیکی سفارت جمهوری اسلامی ایران که به تاریخ ۱۳۷۴ (۱۹۹۵( در دوران ماموریت بنده در دوشنبه تاسیس گردیده،صورت گرفته است. طبق اطلاع سفیر محترم جمهوری اسلامی ایران،جناب آقای دکتر شعردوست که زحمات زیادی برای آماده سازی و چاپ کتاب کشیده اند,رونمائی دیگری از همین چاپ درهفته‌های آتی در کتابخانه ملی‌ تاجیکستان صورت خواهد گرفت.

 

کتاب حاویتصاویر و مقالات جالب در مورد گنجینه آمو دریا (گنج جیحون)، جادهابریشم، هنرهای تزئینی و صنایع دستی مردم تاجیک از جمله جواهرت،زیورآلات،فلز کاری، سفالگری، کنده کاری ، هنر نقاشی و معماری، لباس ملی‌،گلدوزی،زریدوزی کلاه و کفش، و آلات موسیقی‌ و مینیاتور می باشد

 

گرچه مدتهاست پژوهشگران مجموعه‌ هایی از هنر مردم ایرانی‌ تبار، (فارسها، تاجیکان وافغانها) تهیه وارائه  کرده اند ‌ جای چنین کتابی خالی‌ بوده و به جرات می‌توان گفتکه این کتاب دانشنامه‌ای است برای شناساندن میراث فرهنگی‌ تاجیکان. مولفدر طی سالهای متمادی به دقت جمع آوری کرده است . از نکات برجسته این کتاب که ثمره سالها تلاش در گردآوری معلومات شفاهی‌ و مکتوب مربوط به میراث فرهنگی‌کشور است، پرداختن بهمیراث فرهنگی‌ قبل از اسلام،فرهنگ باستانی سغدی و بعد از اسلام و عصر حاضر می باشد و خواننده را با چشم انداز وسیعی از زندگی‌ و فرهنگگذشته و امروز تاجیکان آشنا می‌کند.

 

عشق نویسنده به آب و خاک و فرهنگ وتمدن دیار باستانی اش در جای جای این خزینه به چشم می‌خورد، حفظ داستانقمیش توتکی (بامبوک) در سینه و بازگویی آن د راین کتاب  نشان از عشق به وطن و میراث فرهنگی‌  مولف دارد که خوشبختانه امروز بصورتمکتوبی ارزشمند به بار نشسته است. عشق ودلبستگی اندیشمند محترم جناب ظریفی‌ به فرهنگ و آئین ملی‌ و احیای آن قابل تحسین و تمجید فراوان است.

 

این کتاب نه تنها خواننده غیر تاجیک رابا میراث فرهنگی‌ تاجیکان آشنا می‌کند، بلکه به او کمک می‌کند که  دریابد چگونه اینفرهنگ غنی سبب شده تاجیکان در طول هزاران سال در مقابل حملات ویرانگر تجاوزگرانمختلف زنده بمانند و در قرن بیستم دولت مستقل تشکیل دهند.

 

کتاب نقش وسهم اقوام ایرانی‌ نژاد از جمله تاجیکان را در رشد و پیشرفت تمدن بشری نیزبه نمایش می‌گذردواز لا به لای آنمی‌توان به قدرت معنوی و همچنین درجهبردباری , صلحخواهی‌ و فرهنگ مداری و تعاملتاجیکان  با یکدیگر و دیگر اقوام و ملل پی‌ برد

 

بهنظر بندهدرروزگاری که بحث جهانی‌ شدن مطرح است ,مطالعه این کتاب ومداقه درمطالب آن برای تمام فارسی‌ زبانان  بویژه  نسل جوان تاجیکستانو ایران  بسیار ضروری است.  مولف نیز به درستی‌ در کتاب به این مطلباشاره کرده و می‌نویسد "که هرچندجهانی‌ شوی  نتایج مثبتی داشته ولی‌ یکی‌ ازپیامد‌های خطرناک آن از بین بردن ارزش‌های ملی‌ و کاسته شدن فرهنگ و معنویتخلق‌ها و ملت هست و متاسفانه این ظهورات بر اثر سیاست بزرگ منشی دولت‌هایابرقدرت، در همه کشور‌ها خصوصاً در کشور‌های ضعیف و نیازمند تاثیر بیشتردارد..."ا

چون مجال ورود به این بحث در اینجا وجود ندارد فقط باید اشاره کنم بنده نیز که از ابتدای استقلال تاجیکستان عزیز با این کشورو مردم عزیز آن  در ارتباطهستم ضمن مشاهده تاثیرات مثبت جهانی‌ شدن، متاسفانه آثار منفی آنرا همبویژه در شهر‌های بزرگ دیده‌ا‌م و فکر می‌کنم سیاست تقویت فرهنگ و آئین وزبان ملی‌ که از سوی رئیس جمهور محترم جناب آقای امامعلی رحمان پیگیری شده، می تواند درجهت  خود شناسی‌، بازگشت به خویشتن و خود باوری نسل جوان نقش بسیارمهمی ایفا کند .

 

پرداختن به تک تک بخشهای این گنجینه خود مجالی دگر می طلبد ولی یکی دیگر از بحش های جالب آن فصل مربوط به آلات موسیقی بود که در ان  از سازهایی چون تبیره و موسیقار سخن رفته و تصاویرشان در این خزینه به چشم می خورد که دیر زمانی پیشتر در اشعار فردوسی و جامی  و انوری ابیوردی و عبید زاکانی به وضوح تصویر شده بودند.بعنوان مثال تبیره چندین بار در جاهای مختلف شاهنامه به کار رفته:ا

 

تبیره سیه کرده روی پیل         پراکنده بر تازی اسپانش نیل

 ----------------

تبیره زنان پیش پیلان به پای       ز هر سو خروشیده کره نای

 --------------------

خروشید تازی اسپان ز دشت         ز بانگ تبیره همی برگذشت

 --------------------

همان پیش پیلان تبیره زنان       خروشان و جوشان و پیلان دمان

 --------------------

چنین تا سپیده بر آمد ز جای     تبیره بر آمد ز پرده سرای

 -------------------

دمادم به لشگرگه آمد سپاه              تبیره زنان برگرفتند راه

 ------------------

تبیره زنان پیش بردند سنج      زمین آمد از سم اسبان به رنج

 -------------------

تبیره بر آمد ز هر دو سرای      بدان رزم خورشید بد رهنمای

 ------------------

تبیره زنان از دو پرده سرای           برفتند با پیل و با کرنای

.................................

موسیقاردرقصاید انوری ابیوردی

 

توامان با وتد و فاصله موسیقی          همنوا با وتر و زمزمه موسیقار

 ---------------------

از کریمی و حلیمی است که می بنیوشی        نعره زاغ و زغن چون نغم موسیقار

 ---------------------

در تو از مشکلات موسیقی         هر چه تقریر کرده موسیقار

...................................

ودرقصاید عبید زاکانی

 

باغ بر پرده های موسیقی           راغ پر لحن های موسیقار

بلبل ار شاخ گل به صد دستان      مدح سلطان همی کند تکرار

 

و امروز طی تورق کتاب خزینه تاجیکان تک تک فارسی زبان ها با دیدن هریک ازآثار تاریخی و میراث فرهنگی‌ ازجمله تصاویر آلات موسیقی ملی تاجیک شعر شعرای کهن را به خاطر خواهند آورد که گویی نمونه ای از یادگار سرزمین خویش را در آن نهفته دارند و این کتاب و یاد خاطراتش، ضمن تداعی روابط متقابل دیرینه، فقط یک پیام دارد «گر هیچ سرحدی در عرصه ادب و فرهنگ و هنر دنیا نیست، مرزهای مردمان ایران و تاجیک نیز جز در نقشه های جغرافیایی مفهومی ندارد»

 

بار دیگر به مولف  کتاب جناب آقای  همراه خان  ظریفی‌  بخاطر "قدم نوی گذاشتن  در مسیر همکاری و همبستگی‌ و پیشکش کردن تحفه‌ای چون رمز دوستی‌ و برادری"     تبریک  گفته  و ضمن آرزوی گسترش هرچه  بیشتر روابط  بین دو  کشور دوست و  برادردرهمه زمینه ها، امیدوارم تاجیکستان عزیز به جایگاه شایسته اش در جامعه بین‌الملل نائل  آید و در پیشرفت‌های علمی‌، صنعتی‌ و اقتصادی و فرهنگی‌ در مکان‌های اول جهان جای گیرد

علی‌ اشرف مجتهد شبستری

رئیس انجمن دوستی‌ ایران و تاجیکستان

تهران پنجم تیر ماه ۱۳۹۲

 

 

ارسال نظر جدید