اخبار انجمن دوستی

امرداد : اصغر دادبه : خجند، همان يزد و اصفهان زيباي ماست


از سرکار خانم مارال آرین بابت انعکاس این خبر سپاسگزاریم :

==================================================

  اصغر دادبه در بزرگداشت كمال خجندي:
خجند، همان يزد و اصفهان زيباي ماست
   
 
خبرنگار امرداد- مارال آریایی :
 آیین «کمال، کیمیای تبریز و خجند» در بزرگداشت کمال خجندی چکامه‌سرای پارسی‌گوی سده هشتم مهی (:قمری) زاده تاجیکستان، با باشندگی مسوولان فرهنگی، ادیبان و چکامه‌سرایان فارسی زبان ایران و تاجیکستان از جمله آذرخش و فرزانه خجندی به وسیله انجمن دوستی ایران و تاجیکستان در فرهنگسرای اندیشه برگزار شد.
در این آیین هیات تاجیکستان برای رساندن پیام دوستی، توژی با نام «گشت‌وگذاری در تاجیکستان» که آیین‌ها و گیرایی تاجیکستان را می‌شناساند، و سروده‌هایی را به زبان پارسی می‌خواندند به نمایش گذاشتند.
سپس دکتر علی اشرف شبستری فرنشین انجمن دوستی ایران و تاجیکستان از باشندگان سپاسگزاری کرد و گفت: هیاتی از تاجیکستان از جمله رجب‌اُف حاکم شهر خجند ، حاکم شهر سغد، فرزانه خجندی؛ شاعره‌ای که کمال خجندی زمانه است، استاد فخرالدین نصرالدین پسر شادروان نصرالدین و چند تن دیگر برای باشندگی در این آیین به ایران آمده‌اند.
شبستری گفت: «سه‌شنبه ۲۷ آبان این هیات به آرامگاه کمال خجندی در مقبره الاشعرا به تبریز رفته و اندکی از خاک بالای سر آرامگاه را در جعبه‌ای که به همراه آورده‌اند، می‌ریزند تا پس از بازگشت به شهر خجند آرامگاهی نمادین را برای این خاک در یک باغی زیبا بسازند البته در ساخت آن از مهرازان  تبریزی و خجندی برای نمایان کردن مهرازی دو کشور یاری خواهند گرفت که این فرصتی بسیار ارزشمندی برای ما است.»
دکتر شبستری درباره جایگاه کمال خجندی چنین گفت: « پس از سفری که از دیار خود به مکه داشته با آن‌که چند سالی از وطن خود دور بوده اما تبریز آن اندازه برایش خوشایند می‌آید  و برای همیشه در این شهر ماندگار می‌شود. چنان‌چه در یکی از سروده‌های خود گفته:
تبريز، مرا راحت جان خواهد بود / پيوسته مرا ورد زبان خواهد بود
تا در نكشم آب چرنداب و گجيل / سرخاب ز چشم من روان خواهد بود
این نشان‌دهند آن است که از دید فرهنگی بین ما و تاجیکستان نزدیکی بسیاری وجود دارد به گونه‌ای که کمال خجندی احساس نمی‌کرده باید به وطن خویش بازگردد و بنا به پژوهش‌هایی که انجام شده بسیاری نیز از ایران به سوی سمرقند و جاهای دیگر رفته و ماندگار شده‌اند.»
دکتر علی اشرف شبستری، فرنشین انجمن دوستی ایران و تاجیکستان
شبستری در بخش دیگری بیان کرد: «کوشش داریم در این گردهمایی درباره استحکام پیوند فرهنگی میان ایران و تاجیکستان گفت‌وگو کنیم و این تلاش در پیوند با سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و کانون‌های مشارکت‌های فرهنگی شهرداری خود را نشان داده است.»
فرنشین انجمن دوستی ایران و تاجیکستان درباره برخی جایگزینی فرهنگی بین دو کشور گفت: «امیدوارم جایگزینی (مبادلات) نسخ خطی بین دو کشور بیشتر شود چنانکه من دو نسخه خطی از کتابخانه تبریز اسکن کردم و به کتابخانه ملی تاجیکستان بردم. شادروان محمد شکوری باور داشت باید در مبادله استاد و دانشجو و مسایل فرهنگی تلاش داشته‌ باشیم و تنها راه بازگشت تاجیکستان به اصل خود گسترش این پیوندهای فرهنگی است. ما با تاجیکستان و تاجیکستان با ما کامل می‌شویم و وارون مسایل رایج در جهان بحث مذهبی میان این دو وجود ندارد و هر دو کشور به باورهای دینی یک‌دیگر ارزش می‌گذارند .»
دکتر داود امینی فرنشین کانون مشارکت‌های فرهنگی هنری شهرداری استان تهران هم در این آیین گفت: «پیوند فرهنگی بین کشورها باید با همیاری انجمن‌های دوستی انجام شود و ابزار این تلاش باید توسط نهادهای دولتی باید با کلان شهرها انجام شود مانند نامگذاری خیابان‌ها و … و این مهم توسط مرکز مشارکت‌های فرهنگی هنری شهرداری تهران پی‌گیری خواهد شد و مقدمات ساز و کارش توسط مشارکت‌های فرهنگی کشور وجود دارد.

عبدالرحمن قادری حاکم سُغد
عبدالرحمن قادری حاکم استان سُغد نیز در بخشی از سخنرانی‌اش نوید جشن بزرگ‌داشت شهر خجند را در سال ۲۰۲۰ به وسیله سازمان یونسکو خبر داد.
دکتر مهدی محقق فرنشین انجمن آثار و مفاخر فرهنگی از دیگر سخنرانان پس از سپاسگزاری از دکتر شبستری برای باشندگی در این آیین، یادگویه‌ای(:خاطره)  از میهمان‌نوازی و ادب مردم تاجیکستان سخن گفت و ادامه داد: «چند سال پیش در جشن خودمختاری تاجیکستان، رییس جمهور سخنرانی می‌کردند باشنده بودم در آن سفر به دوست دانشمندی که با نامه‌نگاری آشنا شده‌بودم چندین نَسک (:کتاب) از خودم را درباره دانشمندان ایرانی پیشکش کردم این دوست دانشمند برای سپاس‌گزاری، از من درخواست کرد تا در آیین گشایش آنان نیز سخنرانی داشته باشم و این نشان از ادب و میهمان‌نوازی آنان بود.»

دکتر مهدی محقق، فرنشین انجمن آثار و مفاخر فرهنگی ایران
این استاد در ادامه افزود: «من خجند را ندیده‌ام اما در فرتورهایی(:تصاویر) زیبایی‌های طبیعی شهر خجند را دیده‌ام و در نَسکی (:کتابی) از زیبايی‌های خجند به تازی چنین نوشته بود«در شرق و غرب عالم شهری زیباتر و تمیزتر ازخجند ندیده‌ام این شهر، شهر درخشانی است. هرکس این شهر را ببیند در شگفت می‌شود» آرزو دارم در آینده این شهر دل‌برنده و دلربا را ببینم.»
دکتر محقق از دانش‌خیزی سرزمین خجند گفت:«افزون بر این که چکامه‌سرایان بزرگ بسیاری از خجند برخاسته‌اند، نویسندگان و فلاسفه این سرزمین هم درجه یک بودند. دانشمندان در همه زمینه‌های دانش زمان خود سرآمد بودند و دورة سامانی دوران روشن آن زمان بود، خراسان پس از این دوران دگرگون شد و کسانی که در این دوره بودند در دانش‌سخنوری همه در اوج بودند.»
سخنران سپسین دکتر اصغر دادبه، استاد دانشگاه علامه طباطبائی درباره پیوندهای فرهنگی بین ایران و تاجیکستان گفت: «شاید بتوان به روابط فرهنگی به سه گونه نگاه کرد. ممکن است دو کشور پیوندهای فرهنگی نداشته باشند، در آن زمان ارزش‌های فرهنگی دیگری ارایه می‌کنند تا شاید به هم نزدیک شوند و چون زبان جنگ نیست پیوند فرهنگی برقرار می‌شود. برخی کشورها هم ممکن است پیوندهای فرهنگی داشته باشند مانند میان ما با هند یا پاکستان و حتا بخش‌هایی از فرارود. اما گونه سوم نه از گونه اختلاف و نه از گونه شباهت است بلکه عینیت است این همانی است. مساله ما و تاجیکستان از این گونه سوم است مانند ما و افغانستان به گمان این عینیت با تاجیکستان شبیه‌تر باشد.»
دادبه ادامه داد: «مگر فردوسی، رودکی و حافظ، دو تا است؟! آیا چنان‌چه ما از سروده‌های این چکامه‌سرایان لذت می‌بریم، تاجیکان لذت نمی‌برند؟ نسیمی که از بوی جوی مولیان هر چند سخت از ميان مرزبندی‌های سیاسی آن‌سوتر است، بگذار باشد حقیقت پنهان نخواهد ماند. نسیمی که از آنجا به مشام می‌رسد با نسیم آب رکن‌آباد تفاوت ندارد. تمامی درون‌مایه‌هایی(:مضامین) که در دیوان کمال خجندی است در دیوان حافظ است. اندیشه‌ها، دردها و آرمان‌ها مشترک است و تفاوتی ندارد.»
دادبه از پاسداری خط نیاکان تاجیکستان گفت: «خجند زیبای شما همان یزد زیبا و اصفهان دلپذیر من است، من در جاهایی در خجند زیبای شما یزد را می‌بینم و جاهایی اصفهان را، هیچ تفاوتی ندارد. با همه بیدادهای سیاسی و تاریخی که بر ما و شما گذشته است، احساس همچنان بر همان منوال است. من امیدوارم خط نیاکان شما در کنار خط سیریلیک پاسداری کنید. شما هشتاد سال به این خط فرهنگ خود را نوشته اید اما سدها سال با آن خط نوشته‌اید.»
دادبه افزود: عارفان از یک‌پارچگی سخن می‌گویند و قصه ماوشی سخن از یک‌پارچگی کامل است که با هم داریم. تا وقتی بوی جولیان ما را و آب رکن‌آباد شما را تکان می‌دهد، تا زمانی خاک تبریز را به خجند می‌برید و سپنتا (:مقدس) می‌دارید، این یک‌پارچگی است و زبان من و شما یکی است.
این استاد دانشگاه علامه طباطبایی در پایان سخنانش چشم‌گیرترین کاربند عامل پیوندی بین ملت‌ها را هنر بیان کرد و گفت: «چکامه (:شعر)، خنیاگری (:موسیقی) و دیگر هنرها بین من و شما یک‌پارچگی ایجاد می‌کند. چکامه از شُوَندهای(:دلایل) چشم‌گیر در نگهداری فرهنگ‌ها بوده است و اگر حافظ و سعدی نبودند خاک بر سر ما می‌شد زیرا اعتبار، آبرویمان، پیوند‌ها و یک‌پارچگی‌مان در پناه این بزرگان است.»
فرزانه خجندی چکامه‌سرای تاجیکستانی که برگزاری این آیین برابر با زادسال ۵۰ سالگی‌اش نیز بود، در این مراسم سخنان خود را با چکامه‌ای از کمال خجندی آغاز کرد و گفت: «نام آثار شیخ کمال خجندی را قندبسته می‌گذاریم. آثار شیخ مثل خوان ملاحت است که از آن همواره بهره‌ می‌گیریم. »

فرزانه خجندی، چکامه‌سرای تاجیکستانی
فرزانه خجندی گفت: «نام و سرنوشت ما و شما به هم پیوند خورده است. ما برای خاک شیخ‌کمال به ایران آمده‌ایم اما در واقع برای دیدار آمده‌ایم و به نیایشگاه دلها و زیارت شما آمده‌ایم. ما از این پس باید در سرنوشت یک‌دیگر همیاری بیشتر داشته باشیم و از این قند بسته و از این خوان ملاحت با هم چاشنی بگیریم و این قند، قند تبریزی، اصفهانی، یزدی و دیگر شهرها باشد یا قند خجندی فرقی نمی‌کند.»
فرزانه خجندی پس از پایان سخنانش دو پوشینه (:جلد) از دیوان سروده‌های خود را به فرهنگستان زبان و ادب‌فارسی پیشکش کرد.
سرزمین سُغد یکی از چهار ولایت تاجیکستان است، کانون سغد شهر تاریخی خُجَند است. این شهر در تاریخ فرارودان شهرت بسیاری دارد. خجند در کنار رود سیحون و به گفته تاجیک‌ها «سیردریا» که پیشینه آن به درازای تاریخ می‌رسد، قرار دارد. در نَسک‌های باستانی آمده‌است کی‌خسرو پادشاه اساتیری این شهر کهن را بنا نهاده و از آن پس سرزمین پارسی گویان بوده‌است. در نَسک‌هایی (:کتاب‌) که شناسنامه فرهنگ و تمدن تاجیکان به شمار می‌آید در کنار نام خجند نام‌های چکامه‌سرایان، نویسندگان، مهندسان، دانشمندان نامور در آسیای میانه و تاجیکستان قرار دارد. به همین شُوَند کانون شهر خجند با نام میدان ستاره‌های شهر خجند تندیس‌ها و نیم‌تنه‌های چهره‌های ادبی، هنری، دانشی و فرهنگی ساخته شده‌است و اهالی شهر خجند می‌گویند یاد و نام این بزرگان میدان ستاره‌ها را نورباران کرده‌است.
شهر خجند در کنار جاده ابریشم روزگاری برای تاجران و بازرگانان گیرایی ویژه‌ای داشت. آنان زمان بیشتری در این شهر می‌ماندند و به دادوستد می‌پرداختند و امروزه در همان مکان به یاد بازرگان و تاجران جاده ابریشم بازاری بزرگ ساخته‌شده است.
خجند با پیشینه‌ای بیش از 2500 سال خاستگاه دانشمندان و سخن سرایانی چون کمال خجندی است. کمال خجندی در سال 792 مهی(:قمری) در خجند زاده شد. در این شهر تحصیل کرد و برای دانش بیشتر به سمرقند رفت و از سمرقند برآن شد تا به سفر حج برود پس از بازگشت در گذر از ایران به تبریز می‌رود سلطان حسین جلایر حاکم تبریز خجندی باغی برای زندگی کمال آماده می‌کند و سرانجام در سال 808 مهی در تبریز از دنیا رفته و به خاک سپرده می‌شود. در کنار آرامگاه کمال خجندی آرامگاه کمال‌الدین بهزاد نیز قرار دارد.
 




میدان ستاره های خجند که تندیس‌های ناموران خجندی در آن بنا نهاده شده‌است




بازار خجند که برای یادبود راه ابریشم ساخته شده‌است


 

 

 

ارسال نظر جدید