اخبار انجمن دوستی

سفرنامه عليرضا حيدري معاون سردبیر روزنامه خراسان به تاجیکستان


 

سفرنامه  عليرضا حيدري معاون سردبیر روزنامه خراسان به تاجیکستان

 

گزارشي از سفر به تاجيکستان  

 

دوشنبه؛عيد اول عروس

 

خراسان - مورخ شنبه 1393/05/25 شماره انتشار 18759
نويسنده: عليرضا حيدري
alireza_heidaree@yahoo.com

 

کله ي سحر دوشنبه ششم مرداد پروازمان از فرودگاه مشهد و تقريبا بي تاخير به جانب دوشنبه (پايتخت تاجيکستان) انجام شد. ايران آخرين روز ماه رمضان را آغاز کرده بود و تاجيکستان نخستين روز ماه شوال را. مسافت تقريبا يک ساعت و چهل و چند دقيقه اي ما از مشهد به دوشنبه در چشم به هم زدني گذشت. شهر دوشنبه از آسمان کوچک به نظر مي رسيد و چهل تيکه که کوه هايي آن را در برگرفته بود. فرودگاه دوشنبه آن گونه نبود که تصور مي‌کردم. انتظار داشتم فرودگاهي شيک و زيبا داشته باشد در شأن پايتخت يک کشور اما حتي نمي شود آن  را با فرودگاه مشهد مقايسه کرد، نه چشم اندازي داشت، نه معماري خاصي و نه جلوه اي مدرن. گمان مي کرديم بايد هواي دوشنبه از مشهد خنک تر باشد ولي نه تنها اين گونه نبود که گرمتر هم بود و به شدت عذاب آور. از فرودگاه دوشنبه با خودروي لاداي روسي که در تاجيکستان کم هم نبود به محل اقامت مان رفتيم.خيابان هاي دوشنبه را در همان نگاه اول خلوت يافتم و آرام، هرچند صبح بود و اولين روز از تعطيلات سه روزه عيد فطر که آنها بيشتر مي گفتند: عيد رمضان، اما اين آرامش را روزهاي بعد هم تجربه کردم. ناگفته نماند اختلاف ساعت تهران با دوشنبه حدود ۴۰دقيقه است و معني اين حرف اين است که وقتي ما به تاجيکستان رسيديم حدود ۴۰دقيقه از دستمان پريد! از چند خيابان اطراف فرودگاه که رد شديم، ماشين هاي لوکس سروکله شان پيدا شد و حتي تاکسي هايشان به جز «ون»هاي سفيدي که مسافر جابه جا مي کردند، گاه از همين ماشين هاي لوکس بودند. جالب بود که مثلا يک بنز جلو پايت بايستد و تو را به مقصد برساند!

عيد رمضان

گفتم که روز دوشنبه اولين روز از سه روز تعطيلات عيد رمضان تاجيکستان بود و البته اين تعطيلي کمي کار ما را براي برخي ديدارهاي اداري با مشکل روبه رو کرد اما خودش برکاتي به همراه داشت. عيد فطر براي مردم تاجيکستان يکي از مهم ترين اعياد است در کنار عيد قربان و عيد نوروز. با توجه به اين که در تعطيلات علاوه بر ادارات، بازار هم تعطيل مي شود، فرصتي پيش مي آيد تا مردم به سنت هاي جشن فطر بپردازند. از جمله سنت هاي خوب اين جشن، گسترده شدن سفره هايي پر از انواع خوردني ها شامل نان هاي محلي و روغني، شيريني ها، ميوه و آشاميدني است . مردم تاجيکستان با رويي باز ما را به خانه هايشان دعوت مي کردند تا مهمان سفره هايشان باشيم. از جمله سنت هاي زيباي ديگر عيد رمضان برپايي «عيد اول عروس» بود. در نزديکي محل اقامت ما مجلسي برپا بود که براي عيد اول عروس ترتيب داده شده بود. همان سفره پر از خوراکي پهن بود تا مهمانان چه اقوام و آشنايان و چه افراد بيگانه دعوت شوند و صاحب خانه پذيراي آنها باشد. مادربزرگي مهربان و گشاده رو به خوبي از ما استقبال کرد. او مي گفت: در تاجيکستان پس از مراسم عروسي در اولين عيدي که از راه مي رسد، عيد اول عروس مي گيريم (چيزي شبيه عيد اول متوفي که ما در ايران داريم) هرچند تعدادي عکس از اين سفره رنگين انداختم اما مادربزرگ خيلي حاضر نبود از او عکس بگيرم.مي گفت:من حاج خانمم، نبايد از من صورت بگيريد. کلا در تاجيکستان براي عکس گرفتن مشکل داشتم.وقتي دوربين را مي  ديدند مي گفتند: «صورت نه، صورت نگير» و منظورشان از صورت اصل عکس گرفتن بود. البته بودند معدود کساني که خيلي سخت گير نبودند. وقتي از مادربزرگ آن خانه که مادر داماد هم بود پرسيديم ، همسرتان کجاست، نکته جالبي گفت که برايمان تازگي داشت و به قول خودشان نکته نغزي بود. تاجيک ها به هر چيز خوبي يا حرف و جاي خوب و زيبا مي گويند: «نغز». آن مادربزرگ در جواب ما گفت: «شوهرم را زن دادم فرستادم سر خانه و زندگي خودش!»

رانندگي

مردم تاجيک ، در کل مردمي آرام و صبورند. کسي در مدت سفر به اين کشور چيزي از آلودگي هوا و آلودگي صوتي و سردرگمي کلان شهرهاي ما را پيدا نمي کند، حتي از شهرستان هاي ما هم آرامتر است. فرهنگ رانندگي خوبي دارند. يکي - دو متر قبل از چراغ قرمز توقف مي کنند حتي اگر نيمه شب باشد. هر ماشيني جز در لاين خود حرکت نمي کند. چيزي به عنوان دور زدن از عرض خيابان نمي بينيد. دورزدن فقط در ميادين ممکن است. براي عابر پياده احترام قائلند و اولويت دارد. سرعت زياد تقريبا معنا ندارد. ترافيک تقريبا نامفهوم است. از پليس چندان خبري نيست. تنها ايرادي که در فرهنگ رانندگي اين مردم آزاردهنده است اين است که پس از سبز شدن چراغ، بوق ها به صدا درمي آيد و عجله شديدي دارند براي رد شدن از چراغ سبز.

زبان و خط

تاجيکان فارسي زبان اند. اما زبان روسي و ازبکي هم رواج دارد. هر چند فارسي است اما درمحاوره باز هم کمي دچار مشکل مي شوي. به نظر مي رسد آن ها فارسي ايراني را بيشتر مي فهمند تا ما فارسي تاجيکي را. کاربرد واژه هاي اصيل فارسي همراه با برخي نکات نحوي در جمله بندي تاجيکان به فارسي اصيل نزديک تر است و ما بسياري از اين واژه ها را فراموش کرده ايم. واژه هايي در زبان روزمره تاجيکي به کار مي رود که عين همان ها را مي توان در متون ادبي مثل شاهنامه ديد و البته براي ما خراساني ها کمي ملموس تر است. وقتي با يک تاجيک حرف مي زني، حلاوتي در کلامش وجود دارد که تو را به خودت نزديک تر مي کند وقتي مي شنوي به هتل مي گويند «مهمان خانه» به صبح فردا «پگاه»، به آماده «تيار» ، به ممنون «منت دار» به حرف زدن «گپ» به هم صحبت «صحبت آرا» و به عصر «بيگاه». حالا که اين ها را نوشتم بگذاريد چند کلمه ديگر هم بنويسم که تاجيک ها به کار مي برند: مرحمت (بفرما)، چايخانه (رستوران)، ميزچه (ميز پذيرايي)، پرسان کرد (پرسيد)، روي مال (روسري)، سال روان (سال جاري)، قلم کش (نويسنده)، بيمارخانه (بيمارستان)،رحمت (ممنون)، حاجت خانه (دستشويي) مقبول (قشنگ) و کلان (بزرگ و زياد).

خط تاجيک ها سريليک است. فرآيند تغيير خط در تاجيکستان از سال ۱۳۰۲ توسط شوروي آغاز شد و در ۱۳۰۷ خط استاندارد شده لاتين براي زبان هاي ترکي در تاجيکستان خط رسمي شد در حالي که فارسي شاخه اي از زبان هاي ترکي نيست. در ۱۳۱۹ و هنگام جنگ جهاني دوم، شوروي تصميم گرفت خط کشورهاي تحت سلطه را به سريليک يا روسي تغيير دهد. زنده ياد محمد جان شکوري اديب تاجيک که عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسي ايران هم بود در جايي گفته بود: « خلق هايي که آثار تاريخي زيادي نداشتند، با شادماني تمام، تغيير خط را پذيرفتند ليکن خلق هاي ديگر مثل تاجيکان که تاريخ طولاني داشتند و آثار ادبي و علمي و تاريخي داشتند بر اثر تغيير خط از همه آنها محروم شدند. يک مقصد تغيير خط که با يک فرمان عملي شد همين بود که اين خلق ها از گذشته خود جدا شوند. يک نيست انگاري تاريخي و فرهنگي به وجود آمد... يک سبب ديگر اين بود که مي گفتند ياد گرفتن خط فارسي دشوار است ولي لاتين و خط آوايي خيلي آسان است ولي دشواري هاي خط فارسي پيش ديگر خط ها هيچ است.»

پس از استقلال تاجيکستان در ۱۳۷۰ (۱۹۹۱) مردم و دولت تصميم به بازگشت به خط فارسي گرفتند اما به دلايل چالش برانگيز هنوز اين اتفاق نيفتاده است. البته در مکتب ها (مدارس) خط فارسي هم آموزش داده مي شود ولي هنوز همه جا اين خط سريليک است که نوشته و ديده مي شود و البته طبيعي است که تغيير خط به فارسي نمي تواند با يک فرمان انجام شود بلکه زمان مي طلبد. نکته مهم اين است که اين خط باعث شده است مردم تاجيک در ارتباط با فارسي زبانان دچار مشکل شوند.

۱ - شهر فواره ها

دوشنبه خيابان هايي زيبا دارد.......

 

فایل کامل را از لینک ذیل دریافت نمایید :

 

[attachment=13:alireza-haeydari.pdf]

ارسال نظر جدید