اخبار انجمن دوستی / منابع علمي و فرهنگي

مرتضی ندایی، مردی که به اندازه لیاقتش میدان ندید


 

تاریخ انتشار: سه شنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۴ ساعت ۱۴:۱۲
ارد عطارپور در مراسم بزرگداشت مرتضی ندایی که دوشنبه و در دومین روز جشنواره سینما حقیقت برگزار شد، متنی را در توصیف این مستندساز برای حاضران قرائت کرد.

به گزارش روابط عمومی جشنواره بین المللی سینماحقیقت، در این متن آمده است:

«سال قبل همین روزها بود که به میهمانی جشنواره دعوت شدیم. مرحوم ندایی و مرحوم مقدسیان هم بودند. مرتضی با همسرش آمده بود. هفت، هشت نفر دور یک میز جمع شده بودیم. مرتضی بیماری اش شدت پیدا کرده بود. برای همین کسل و افسرده بود. مرحوم مقدسیان تمام تلاشش را می کرد تا مرتضی را خوشحال کند. جک می گفت، خاطرات گذشته ها و... از اینکه در شصت و چند سالگی تازه رفته بود در کنار نوه اش اسکیت یاد بگیرد، خیلی ذوق می کرد... آنقدر گفت و شوخی کرد تا مرتضی هم آرام و آرام تر شد و به تدریج لبخند روی لبش آمد و کم و بیش خودش هم باب شوخی را باز کرد. شب خاطره انگیزی برای ما شد. چهار ماه بعد مرتضی دیگر تاب نیاورد و رفت. ۴۰ روز بعدش نوبت مرحوم مقدسیان شد.

یادشان بخیر... بخشی از دانش و تجربه سینمای مستند ما رفت. اگرچه مستند همچنان زنده است و راه دشوارش ادامه می دهد.

دیروز بزرگداشت مرحوم مقدسیان عزیز بود و دوستان در مورد ایشان صحبت کردند.

امروز بزرگداشت مرتضی است، پس من کمی در مورد این دوست عزیزم صحبت می کنم.

ما مرتضی را بیشتر به عنوان تهیه کننده می شناختیم. انصافا تهیه کننده خوبی هم بود. با فروتنی و افتادگی ای که داشت توانایی خودش را کمتر آشکار می کرد و بیشتر تلاش داشت نتیجه کار همه گروه دیده شود.

کارگردان خوبی هم بود. به خصوص در پرتره «قسمت شاعر» به این وجه از توانایی او بیشتر پی بردم.

دستی به قلم داشت. شعر می گفت. داستان می نوشت و سه تار می زد. مرد باسوادی بود.

اما از همه این ها مهمتر انسان خوبی بود و معرفت داشت. موقع سختی رفقایش را تنها نمی گذاشت و از یاد نمی برد. فراموش نمی کنم وقتی که برخی از دوستان گرفتار بند شدند، مرتضی جلوی در زندان می نشست تا اگر خانواده دوستانش کاری داشتند او انجام دهد. به چشم خودم دیدم که همراه همسرش سفره ناهارشان را جلوی در زندان پهن کرده بودند. اگر سندی برای وثیقه لازم بود مرتضی داوطلب انجام همه کاری می شد، که می بایست تا پایان وقت اداری یعنی ساعت ۲ تمام شده باشد. تلاش می کرد تا دوست دربندش همان روز آزاد شود. یک بار دیدم رفت لواسان تا با خانواده دوستش سندی را پیدا کند و با چنان سرعتی بازگشت که یک ربع مانده به ساعت ۲، جلوی در زندان بود. دوستش همان روز خلاص شد.

به عنوان رئیس هیات مدیره انجمن تهیه کنندگان بسیار مسئول و موثر بود. به نظر من یکی از پرثمرترین دوره های انجمن همان دوره ای بود که او ریاست هیات مدیره را بر عهد داشت. وقتی هم از انجمن رفت، باز هم در کنار دوستانش در خانه سینما که زیر فشار بودند، ایستاد و باری از این فشار را بر دوش بیمار خود حمل کرد. آنقدر که دیگر بیماری مهلتش نداد.

مرتضی رفیق خوب و انسان با معرفت و مهربانی بود. هنرمند آگاه و خلاقی بود که به اندازه لیاقتش میدان برایش گشوده نشد.

خیلی دوست داشت در مورد میرسیدعلی همدانی، ناصرخسرو و ابوالقاسم لاهوتی فیلم بسازد اما اجل مهلتش نداد.

 

 

مرتضی ندایی، مردی که به اندازه لیاقتش میدان ندید



همه این ها گوشه ای از خاطرات من از دوست عزیزم مرتضی بود. ۱۸ اردیبهشت سال ۹۴ او از ما جدا شد و رفت.

یادش گرامی»

ارسال نظر جدید