اخبار انجمن دوستی

سخنراني سفیر مختار جمهوری تاجیکستان در «همایش حافظ و دوستی»


 

 

 

 

دولتعلی حاتم‌اف

سفیر فوق‌العادّه و مختار جمهوری تاجیکستان در جمهوری اسلامی ایران

 

 

در مراسم “حافظ و دوستی”

(8-9 اکتبر سال 2013/ 16 مهر 1392 شهرکتاب- تهران)

 

حافظ وصاف دوستی

 

 بسم‌الله الرحمان الرحیم

برایم مایه افتخار و سرور است که در مورد حافظ و دوستی چند دقیقه امکان صحبت دارم و از ‌اندیشه‌های بزرگان حاضر در این جلسه استفاده می‌کنم.

بزرگان گذشته علم و ادب فارسی و تاجیکی در موضوع دوستی بسی رنج برده، پهلوهای مختلف آن را کشف کرده و مفهوم دوستی را به عرش اعلی برآورده و از علم دوستی بهر بی‌کرانی به‌وجود آورده‌اند، که این بهر علم دوستی از آثار خلق و اندیشه‌های استاد رودکی، پدر شعر فارسی شروع می شود و تا زمان ما ادامه دارد و کلّ مردم عالم امکان استفاده از آن را دارند. تعالیم حافظ فقط یک دیوان نیست، نامة زندگی و زندگینامة ما است.

موضوع دوستی در ادبیات همة زمان‌ها در آثار شعرا و فیلسوفان زیادی جایگاه خاص دارد، که البتّه پهلوهای مختلف زندگی را فرا می‌گیرد که نظیر ندارند و همواره به درد مردم مرهم بوده‌اند، ولی قلّة بلندترین و اوج موضوع دوستی حق برحق حافظ و مال حافظ است.

صدها سال است، که شعر و غزل و تعلیمات حافظ در هر نفس قریب با همه کس، در همه جا حاضر است.

کلام حافظ در جلسه‌های مهم سیاسی، منبرهای معتبر عالم، در نطق و سخنرانی های سیاستمداران جهان، در زبان پزشک و بیمار، در راز و نیاز مردان و زنان خداجوی، در زبان عاشق و معشوق، در کوچه و بازار در دکان کاسب و نانوای و داروخانه و خلاصه در همه جا زنده و پاینده و مددگار و راهنمای کلّ مردمان است. کم هستند نفرانی، که چون حافظ تار و پود زندگی مردم را دانند و به حیات مردم وارد شده باشند و مغز اندر مغز ایجادشان تا به این اندازه مردمی، ساده، روان، پرمضمون و دلکش و دلنشین باشد.

صبر، تحمّل، خداترسی، گذشت و مروّت، احترام پدر و مادر، شکرگزاری، حقیقت جویی و حقیقت پرستی، جسارت و مردانگی، تلقین پیروی پیغمبر (ص) مغز فلسفة اندیشه‌های او را تشکیل می‌دهد.

این ستارة همیشه تابان ادبیات جهانی بویژه در بخش اخلاق فردی و اجتماعی و حتّی جهانی خدمات شایسته‌ای انجام داده و حفظ دوستی و ایمان در آثارش نقش بزرگ دارد.

حافظ در کوتاه‌ترین شعر بزرگ‌ترین معنی را بیان کرده است. همة غزلیاتش در علی‌حدگی هر کدام یک اثر محسوب می شوند، بلکه یک دنیایند.

درخت دوستی بنشان، که کام دل به بار آرد،

نهال دشمنی برکن، که رنج بی‌شمار آرد.

به نظر من این دو مصرع که هر حرفش یک جهان معنی دارد، تنها برای معاصران زمان حافظ نبود، این دو مصرع، برای کلّ شاهان و وزیران، سفیران و کبیران، برای کلّ مردم عالم همچون نور راهنما و بخشندة لذّت زندگی، بخشندة فراغت و رفاه، آرامش و طراوت و زیبایی، صدساله‌ها خدمت کرده‌اند. واقعاً هم چنین حالتی کمتر پیش می‌آید، که چیزی، کالایی، مالی یا ‌اندیشه‌ای صدساله‌ها نه فقط باقی بماند، بلکه بزرگ و گسترده‌تر شود، ارزشش بیفزاید و آنهایی، که از آن استفاده می‌کنند، تعدادشان همه‌روزه ده‌چند و صدچند بیفزاید و با هیچ ملاکی نمی تواند ارزش آن را برآورد نماید.

تعلیمات فراگیر شعر حافظ با شکوه و حشمت همیشه در افزایش بی‌نظیر است، شعر حافظ در عالم واقعاً نظیر و مشابه ندارد. شعر حافظ از ادبیات بزرگ‌تر و وسیع‌تر است. هر غزل حافظ یک دنیای است اندرون دنیای دیگر.

درخت دشمنی برکن، که رنج بی‌شمار آرد، گفتن حافظ این تأکید به کلّ مردم عالم است. زیرا معلوم است که هر یک انسان در وجودش یک "من" منفی دارد و آن می‌تواند هر لحظه انسان را به انحراف ببرد و برایش مشکلات عدیده ایجاد نماید. حافظ تأکید می‌کند، که آن نهال را برکن و به جایش درخت دوستی بنشان، که کام دل به بار آرد. یعنی چه، یعنی کام دل انسان کامل این سعادت دو دنیایی، شرف، قدر و منزلت، اعتبار، آبرو، لذّت زندگی و ده‌ها چیز دیگر است، که فقط و فقط با راه دوستی پیدا می‌شوند.

بیایید یک تصوّر کنیم، که اگر سیاستمداران هر دور و زمان به این معنی عمیق متوجه بشوند و آن را رعایت نمایند مگر در عالم برای دشمنی، ناتوان بینی، رشک، حسد، کینه و نفرت جای می‌ماند؟

و در جای دیگر؛

آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است،

با دوستان مروّت، با دشمنان مدارا.

آنهایی، که به اشعار حافظ بزرگوار آشنایی دارند، از ازل تا ابد عاشق ابدی و تشنة شعر او می‌مانند.

در مورد موضوع دوستی در آثار حافظ سخنم را جمع‌بندی می‌کنم و می‌خواهم بگویم، که تقاضای روزگار معاصر ما را به آموزش و آموزانیدن آثار، پند و اندرزها و شعر و غزل‌ها در مورد دوست و دوستی و محبّت میان مردم و دولت‌ها سوق می‌دهد و امکان می‌دهد تعلیم و تربیة دوستی موجب پاکی و طینت جوانان، سیاستمداران و کلّ نسل‌های آینده گردد. گفتنی است که به این وسیله می‌توان مشکلات را حل کرد که ارزش آنها از ارزش آن به مراتب بیشتر و مقدم‌تر است.

از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر،

یادگاری که بر این گنبد دوّار بماند.

 

 بر این رواق زبرجد نبشته‌اند به زر،

که جز نکویی اهل کرم نخواهد ماند.

 

 تو بندگی چو گدایان به شرط مزد مکن،

که دوست خود روش بنده‌پروری داند. 

 

 غمناک نباید بود از طعن حسود، ای دل،

شاید که چو وابینی، خیر تو در آن باشد.

 

در کار گلاب و گل حکم ازلی این بود،

کاین شاهد بازاری و آن پرده‌نشین باشد.

 

 

 

 

گزارش تصویری روز اول «همایش حافظ و دوستی»

گزارش تصویری روز دوم «همایش حافظ و دوستی»

 

 

ارسال نظر جدید